عطا ملك جوينى
24
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
تفاوتى مشاهده نمىافتاد بر « 1 » سبيل تلطّف و تشديد و تكليف و تهديد پيغامها مكرّر مىكردند و حجّت بريشان مقرّر مىگردانيد تا مگر برفق و مدارا منزجر گردند و از خواب غرور و غفلت منتبه « 2 » شوند و عقل دورانديش مىگفت يا عاذل العاشقين دع فئة * * اضلّها اللّه كيف ترشدها ليس يحيك الملام فى همم * * اقربها منك عنك ابعدها « 3 » مدبر نكند كار بگفت عاقل * * هرگز نشود بحيله مدبر مقبل چون آن سال به آخر كشيد و « 4 » از سال ديگر مژدهء بهار بدلها مىرسيد شاه انجم از منازل هبوط و و بال بتدريج باوج درجات عزّ و جلال مىشتافت ، و عزيمت مبادرت او با خانهء شرف تصميم مىيافت ، مانند خسرو پرويز فيروز روى جهان افروز را « 5 » بتختگاه دولت مىنهاد ، و چون بر محمل « 6 » حمل حمل « 7 » شاهى نهاد لواقح رياح باعتدال مانند نسيم شمال f . 138 b كه از خوابگاه ورد وزد « 8 » بنگاه « 9 » ريحان جنبان گردد در وزيدن و حركت آمد ، و بركهاى دست تنگ كه پاى دام « 10 » سرماى دى بودند
--> ( 1 ) آ ب ج ز : و بر ، ( 2 ) كذا فى آ ب ج ز ح ، ه : متنبه ، د جمله را ندارد ، ( 3 ) للمتنبّى من قصيدة مطلعها : اهلا بدار سباك اغيدها * * ابعد ما كان عنك خرّدها ( 4 ) آ ج د ز اين واو را ندارند ، ( 5 ) ه ز « را » را ندارند ، ( 6 ) كذا فى ح ، باقى نسخ : محل ، ( 7 ) كذا فى آ ب ج ز ح ، د : جمل ، ه ندارد ، ( 8 ) ب ( بتصحيح جديد ) ز ح افزودهاند : و ، ( 9 ) كذا فى ب د ه ، ز : پنكاه ، آ ح : سكاه ، ج : ديدكان ، - بنگاه مناسب مقام گويا بمعنى درخت است چنان كه در كلمات گلبن و خرمابن و اين معنى براى بنگاه ظاهرا از فرهنگها فوت شده است ، ( 10 ) كذا فى آ د ، ب ( بتصحيح جديد ) ج : پاى در دام ، ز : پاى بستهء دام ، ح : پاىمال ، ه : پاىبند ، - پاى دام چنان كه از سياق عبارت مفهوم مىشود بمعنى محبوس و اسير يعنى كسى كه پاى او در دام است بايد باشد و به اين معنى از فرهنگها ظاهرا فوت شده است ،